روان تحلیل / مطالب / روانشناسی تحلیلی یونگ / MBTI

اندیشه های یونگ و MBTI چه میزان با هم تناسب دارند؟

1398/08/25

چکیده
در بسیاری از دوره‌هایی که برگزار می‌شود و یا حتی در کتاب‌هایی که در زمینه تیپ شناسی MBTI نوشته و یا ترجمه شده است، تاکید بر این است که نظریه MBTI کاملاً مبتنی بر نظریه کارل گوستاو یونگ است. ما در این مقاله می‌خواهیم به ابعاد مختلف این ادعا بپردازیم و آنرا بررسی کنیم.

 

تحقیق، ترجمه، گردآوری و نگارش : حمید رضا ریاضتی
(دانش آموخته دوره تربیت مدرس و تحلیلگر یونگی در روان تحلیل)


چه تفاوت‌هایی میان مدل تیپ شناسی یونگ و نظریه MBTI وجود دارد؟

 

هدف مایرز و بریگز ساده سازی نظریه یونگ و کاربردی کردن آن برای عموم مردم بود. آن‌ها MBTI را بر اساس نظریه یونگ بنا کردند. اما با این حال تفاوت‌هایی بین رویکرد یونگ و MBTI به تایپ وجود دارد. یونگ هرگز قصد نداشت ایده خود را به یک مفهوم کمی تبدیل کند. به عبارت دیگر او به دنبال یک روش برای سنجش در افراد نبود. او این ایده را صرفاً به عنوان یک راهنما ضروری می‌دانست. زمانیکه یونگ کتاب تیپ‌های روان شناختی را منتشر کرد در آن از دو نگرش درونگرایی و برون گرایی و چهار کارکرد ذهنی یعنی حس، شهود، تفکر و احساس صحبت کرد که از ترکیب آنها هشت فرایند ذهنی حاصل می‌شود.. مایرز و بریگز با استنباط از آن و اضافه کردن بعد با سختار یا منعطف آنرا به یک ابزار تیپ سنجی تبدیل کردند و اینگونه 16 تیپ شخصیتی تشکیل شد. البته اگر به مفهوم تیپ دقت کنیم، تیپ‌های یونگ هم همانند MBTI شانزده تیپ است.

یکی از تفاوت‌ها نظریه یونگ و MBTI این است که سیستم تیپ شناسی MBTI کمتر بر روی کارکردهای شناختی تمرکز دارد و اساساً تعاریف متفاوت‌تری با تیپ شناسی یونگ دارد. برای مثال در سیستم تیپ شناسی یونگ کارکرد احساس به عنوان یک کارکرد ارزش گذاری شناخته می‌شود و این موضوع در سیستم مایرز-بریگز به گونه متفاوت تعریف شده است که حتی ممکن است این سو تفاهم را ایجاد شود که شخص احساسی، اندیشمند نیست. گذشته از بحث تفکری یا احساسی بودن، تعریف خوبی از درونگرایی و برونگرایی نیز ارائه نشده است و غالباً این دو نگرش را با انرژی اجتماعی اشتباه می‌گیرند. در صورتی که بهتر است این دو نگرش را با اصطلاحات فلسفی سوبژه و ابژه تفسیر کنیم. هنگامی نگرش غالب یک فرد برون گراییست، می‌توانیم بگوییم توجه ایگو به سمت دنیای عینی یا آبجکتیو جلب شده است، در حالی که اگر ایگو به درونگرایی گرایش یابد، می‌توانیم بگوییم که از یک جهان بینی ذهنی یا سابجکتیو حمایت می‌کند.


 

نامه گمراه کننده یونگ در مورد تیپ شناسی مایرز-بریگز

یک سوء تفاهم عمومی وجود دارد که کارل گوستاو یونگ کارهای ایزابل بریگز مایرز را تأیید کرد. با این حال، او بارها و بارها مخالف تفسیر عامیانه از کتاب خود یعنی "تیپ‌های روانشناختی" و تحقیقات مبتنی بر ابزار MBTI® بود. در واقع یک شکافی بین مایرز و کارل یونگ است که بیش از نیم قرن از کسانی که از تیپ شناسی مایرز-بریگز استفاده می‌کنند پنهان مانده است. سوء تفاهم عمدتاً ناشی از نامه تحسین کننده از یونگ به مایرز در سال 1950 است. با این حال این نامه را یونگ ننوشت و دیدگاه او نیست بلکه توسط منشی وی نوشته شده است که آن را به زبان سیاست مدارانه در لفافه قرار داد تا عدم پذیرش یونگ را پنهان کند. مایرز در سال 1937 به همراه مادرش کاتارین بریگز با یونگ ملاقات کرده بود. در سال 1950، مایرز جزئیات پرسشنامه مورد نظر خود را برای یونگ ارسال کرد و از وی خواست که او را در ایام تعطیلات در سوئیس ملاقات کند. منشی وی دو پاسخ ارسال کرد. در اولین نامه گفت که او بیمار است (ساندرز 1991، صفحه 120). سپس دومین نامه را ارسال کرد که توسط یونگ به امضا رسیده بود. متن نامه دوم به شرح زیر است: