مسئله هیچ‌وقت مقصد نبوده است،
مسئله همیشه مسیــر است.
مسئله هرگز هدف نبوده است،
مسئله‌ی حقیقی روش است.

آرمان چون افق دست نیافتنی‌ست،
هرچند که مسیر حرکت را مشخص می‌کند.
آرمان برای رسیدن نیست،
آرمان نقطه‌ی استراحت نیست،
آرمان انگیزه و پویش است،
موجب حرکت است، 
تنظیم‌گر افکار، احساسات و رفتارهای فرد 
تنها و تنها در اینجا و اکنون است.

اگر آرمانی دارید که برای رسیدن به آن باید فردا صبح دست به کار شوید، نیک بدانید که هیچ آرمانی ندارید! این یک دروغ آشکار است؛ اینکه برای رسیدن به صلح، صداقت، همزمانی و هارمونی می‌توان امروز به چیزی غیر از آن‌ها عمل کرد. از راه دروغ به صداقت نمی‌رسیم. با روش جنگ به صلح دست نمی‌یابیم و با خودخواهی و بی‌توجهی به همزمانی و هارمونی نائل نمی‌گردیم. 

اگر هدف‌تان روش شماست، هیچ مشکلی در کار نیست، مهم نیست که تا چه اندازه در آن موفقید، چرا که ملاک موفقیت نیست، بلکه تلاش است. تلاشی که با شکست‌های متوالی تصحیح شده و پیش می‌رود. شما از شکست‌های خود بیشتر از موفقیت‌ها می‌آموزید، اما اگر همیشه آرمان‌تان به وضوح در جلوی چشم‌تان باشد. تا وقتی افق را می‌بینید هیچ خطر گمگشتگی در کار نیست، ممکن است لحظاتی را سریع‌تر و لحظاتی را کندتر در حرکت باشید، ولی هیشه در حرکتید. اما وقتی افقی ندارید، اگر چهار نعل نیز بتازید هرگز هیچ کاری صورت نداده‌اید، لااقل هیچ کار مناسبی برای خود و دیگران انجام نداده‌اید.

آرمان خود را بیابید، آن را به وضوح ببینید، همانقدر که خورشیدی که از افق بالا می‌آید را می‌بینید. مابقی راه صرفاً نگاه داشتن این تصویر در ذهنتان و پیش رفتن به سمت آن است. مابقی احساس کرن تک تک قدم‌هایتان در این مسیر است. از مسیر لذت ببرید، و نتیجه را به هستی بسپارید. چو گردونه‌ی ازل و ابد در حال گردش است، تنها کاری که باید بکنید این است که در میانه‌ی آن به رقص درآیید.


- وحید شاهرضا، ۱۹ بهمن ۱۳۹۱

.. ツ