روان تحلیل / مطالب / روانشناسی تحلیلی یونگ / یونگ بلاگ

یی چینگ (27) : شش خطی - شماره 18

1398/04/25

چکیده

نقش‌واژه "کو" در زبان چینی نمایشگر کاسه‌ای‌ست که کرم‌ها در آن رشد کرده و در هم می‌لولند. این به معنای گندیدگی‌ست. این معنا بدین نحو شکل گرفته که آرامش بی‌تفاوت سه‌خطی پائین با سکون سخت سه‌خطی بالا گرد آمده، و نتیجه آن رکود است. از آنجایی که این تلویحاً به معنای گناه و تقصیر است، شرایط نمایشگر خواستی‌ست برای از میان برداشتن موجب تقصیر. از این قرار شش‌خطی به سادگی به معنای "آنچه فاسد شده" نیست، بلکه به معنای "کار روی آنچه فاسد شده" می‌باشد.

 

 

نوشته : ش.پ

کو – کار بر روی آنچه فاسد شده است (ضایع شدگی)

سه‌خطی بالا کن : کوهستان، در سکون.

سه‌خطی پائین : باد، آرام

 

نقش‌واژه "کو" در زبان چینی نمایشگر کاسه‌ای‌ست که کرم‌ها در آن رشد کرده و در هم می‌لولند. این به معنای گندیدگی‌ست. این معنا بدین نحو شکل گرفته که آرامش بی‌تفاوت سه‌خطی پائین با سکون سخت سه‌خطی بالا گرد آمده، و نتیجه آن رکود است. از آنجایی که این تلویحاً به معنای گناه و تقصیر است، شرایط نمایشگر خواستی‌ست برای از میان برداشتن موجب تقصیر. از این قرار شش‌خطی به سادگی به معنای "آنچه فاسد شده" نیست، بلکه به معنای "کار روی آنچه فاسد شده" می‌باشد. 

 

داوری

کار بر روی آنچه فاسد شده است

باعث موفقیت اعلاء می‌شود. 

مطلوب است که شخص از آب‌های بزرگ عبور کند. 

پیش از نقطه آغاز، سه روز

پس ار پایان نقطه آغاز، سه روز

 

آنچه که به علت اشتباه و تقصیر شخص فاسد شده می‌تواند از طریق کار او دوباره بازسازی شود. این، همچون زمان سکون، به معنای تقدیر غیر قابل تغییر، که مرحله فساد را شامل است، نیست، بلکه بیشتر به معنای استفاده نامشروع از آزادی انسان است. کار برای بهبود بخشیدن به شرایط نوید خوشی دارد، چرا که با امکانات زمان هماهنگ است. ما نباید از برابر کار و خطر –که نماد آن عبور از آب‌های بزرگ است- عقب بنشینیم، بلکه باید با تمام توان دست به عمل بزنیم. موفقیت به هرحال بستگی به درجه غور و تفحص کامل دارد. این خود را در معنای جمله، "پیش از نقطه آغاز، سه روز. پس از پایان نقطه آغاز، سه روز" متجلی می‌کند. ما در آغاز باید، پیش از برخورد کردن با مسائل علت فساد آن‌ها را بشناسیم؛ چرا که پیش از آغاز باید بسیار محتاط بود. سپس باید دقت کنیم که راه جدیدی را که انتخاب کرده‌ایم آنقدر مطمئن باشد که باعث عقب‌گرد ما نشود؛ که این نیز به معنای توجه کردن به زمان پس از آغاز است. قاطعیت و توانمندی باید جانشین بی‌تحرکی و بی‌تفاوتی شود که راهبر به فساد است، و به این منظور که پایان بتواند باعث آغازی نوین گردد. 

 

انگاره

باد در پائین کوه می‌وزد: 

این نماد گندیدگی‌ست. 

از این قرار انسان بر‌تر مردم را برمی‌انگیزد

و روان آن‌ها را توانمند می‌کند. 

 

هنگامی که باد در پائین کوه می‌وزد، سبزه‌ها را تکان نداده و باعث گندیدن آن‌ها می‌شود. این مشکلی‌ست در برابر پیشرفت. به همین نحو است بی‌مقدار کردن نگرش‌ها و رسم و رسوم؛ آنان جامعه بشری را فاسد می‌کنند. انسان بر‌تر برای پرهیز از این فساد باید جامعه را جانی تازه بخشد. روش‌های او نیز باید از این دو سه‌خطی مشتق شوند، اما به گونه‌ای که تأثیرات آن‌ها به نحوی مداوم نظم یابند. انسان بر‌تر نخست باید سکون را از طریق به جنب و جوش در آوردن افکار عمومی جاکن کند، چنان که باد همه چیز را به جنبش درمی‌آورد؛ و سپس باید همانند کوهستان، که به تمامی آنچه که در آن رشد کرده است آرامش و خوراک می‌رساند، شخصیت مردم را توانمند و آرام کند. 

 

خط‌ها

شش در آغاز یعنی: 

درست کردن آنچه که به وسیله پدر ضایع شده است. 

اگر پسر وجود دارد، 

هیچ سرزنشی بر پدری که رفته است روا نیست. 

خطر. در انتها اقبالی خوش.  

 

پایبندی سخت به سنت باعث فساد شده است. اما فساد هنوز به ژرفا نفوذ نکرده است، پس به سادگی قابل شفایابی‌ست. این انگار همانند پسری‌ست که ضایعه‌ای را که پدر باعث آن شده جبران می‌کند. پس سرزنش کردن پدر روا نیست. اما به هرحال شخص نباید از خطر غفلت کرده و مشکلات را دست کم گیرد. تنها زمانی که شخص نسبت به خطری که همبسته با هر رفرمی‌ست آگاه باشد در پایان همه چیز قرین خوشی خواهد بود. 

 

نه در خط دوم یعنی: 

درست کردن آنچه که به وسیله مادر ضایع شده است. 

شخص نباید پشتکار زیادی داشته باشد. 

 

این اشاره دارد به اشتباهاتی که به دلیل ضعف منجر به فساد شده است. از این قرار نماد "آنچه که به وسیله مادر فاسد شده" مورد استفاده قرار گرفته است. برای راست کردن چنین شرایطی، اندکی ملاحظات آرام توصیه شده است. برای آنکه صدمه‌ای ایجاد نشود شخص نباید دچار زیاده‌روی شود. 

 

نه در خط سوم یعنی: 

درست کردن آنچه که به وسیله پدر ضایع شده است. 

شایعات مختصری بر سر زبان خواهد افتاد. سرزنش زیادی نخواهد شد. 

 

 

این شرح احوال انسانی‌ست که برای جبران اشتباهاتی که در گذشته انجام گرفته اندکی زیاده‌روی می‌کند. در نتیجه گاهی به طور قطع دلخوری و ناسازگاری مختصری پیش می‌آید. اما نیروی بسیار زیاد بهتر از نیروی بسیار کم است. از این قرار، گرچه او در لحظه ممکن است دلیلی بر متأسف بودن داشته باشد اما از سرزنش جدی برکنار خواهد ماند. 

 

 

شش در خط چهارم یعنی: 

تحمل کردن آنچه که به وسیله پدر ضایع شده است. 

در ادامه دادن شخص تحقیر می‌شود. 

 

 

 

این موقعیت شخصی را نشان می‌دهد که ضعیف‌تر از آن است که بتواند تدابیر علیه فسادی اتخاذ کند که ریشه آن در گذشته است، و اکنون خود را در معرض نمایش گذاشته. اجازه دهید که این فساد در مسیر خود حرکت کند. اگر دوام یابد اسباب حقارت می‌شود. 

 

 

شش در خط پنجم یعنی: 

درست کردن آنچه به وسیله پدر ضایع شده است. 

شخص تحسین می‌شود. 

 

 

 

انسانی در برخورد با فسادی قرار دارد که ریشه آن در غفلت‌های گذشته است. او به تنهایی قادر به حل آن نیست، اما با یاری یاران توانا، اگر حتی نتواند آغازی نوین خلق کند حداقل قادر است اصلاحاتی ایجاد کند، که این خود قابل تقدیر است. 

 

 

نه در خط ششم یعنی: 

او در خدمت شاهان و شاهزادگان نیست، 

برای خود هدف‌های والاتری در نظرگرفته است. 

 

 

هر انسانی این اجبار را ندارد که در مسائل جهان درگیر شود. انسان‌هایی وجود دارند که به آن درجه پیشرفت می‌رسند که به طور موجه با واگذاشتن جهان به حال خود و امتناع کردن از ورود به زندگی اجتماعی به قصد اصلاح آن پشت به جهان می‌کنند اما این به معنای این حق نیست که بی‌کار در گوشه‌ای نشسته و به انتقاد محض مشغول باشند. چنین گوشه‌گیری تنها زمانی موجه است که ما با کوشش ثابت کنیم که هدف‌های بشری والاتری را تعهد کرده‌ایم. زیرا که خردمند گرچه از پیچ و تاب زندگی روزانه کناره می‌گیرد، اما ارزش‌های والای بی‌همتایی را برای آینده خلق می‌کند. (*)

 

(*) در تاریخ اروپا موضع‌گیری گوته پس از ناپلئون نشانه‌ای از چنین حالتی‌ست.

 

 

 

با کلیک روی هر کدام از اعداد زیر می توانید توضیحات مربوط به آن شش خطی را مطالعه کنید :

08 07 06 05 04 03 02  01
16
15 14 13 12 11 10  09 
24 23 22 21 20 19 18 17
32 31 30 29 28 27 26 25
40 39 38 37 36 35 34 33
48 47 46 45 44 43 42 41
56 55 54 53 52 51 50 49
64 63 62 61 60 59 58 57