چهارشنبه، ۲۲ اسفند ۱۴۰۳
دو روز پیش از کریسمس سال ۱۹۱۶، مادری جوان با پنج فرزند، شعری درباره رفتار جنگجویانه کهنالگوها سرود. اِما یونگ با بهرهگیری از نمادشناسی روانشناختی که با همسرش، کارل گوستاو یونگ، که در آن زمان شهرتی به دست آورده بود، مشترک داشت، از تهاجم بیرحمانه خدایان در حال نبرد نوشت که زمین روح انسان را میشکافد. استعارههای او از میدانهای نبرد اروپا، که در آن زمان در اخبار روزانه گزارش میشد، برگرفته شده بود. در همان زمان، ازدواجش او را در نزدیکترین نقطه به خانه، در وضعیتی از تعارض درونی دردناک قرار داده بود. شعر او با عنوان «سترایته» («تعارضها») هم به پویایی روانی جهانی اشاره داشت و هم گواهی بر اعتقاد او بود که با گذشت زمان، میدان نبرد به برداشتی الهی منجر خواهد شد. پایانبندی شعرش ممکن است به نظر احساسی به نظر آید، اگر استقامت شاعر در زندگی آن را تأیید نکرده بود.
زندگی خلاقانه اِما یونگ در دفترچههای دستنویس متعدد و مجموعههای هنریاش ثبت شده است که پس از مرگ او در سال ۱۹۵۵، بدون هیچ تغییری در زیرزمین خانه خانوادگی به دقت حفظ شدند. از سال ۲۰۱۲، بهویژه به لطف تلاشهای نوادگان او، نوشتهها و نقاشیهای این بانوی بزرگ خانواده مورد مطالعه و فهرستبندی قرار گرفتند. آنچه آشکار شد، شگفتانگیز بود. اِما یونگ همیشه بهعنوان مادر و مادربزرگ محبوب شناخته میشد. او بهعنوان تحلیلگری بااستعداد و بهطور پیشفرض، یکی از زنان برجسته اطراف کارل گوستاو یونگ، مورد تقدیر قرار گرفته بود. اما تا زمانی که اسناد او در آرشیو خانوادگی بهصورت نظاممند بررسی نشد، بهعنوان مشارکتکننده واقعی در جنبش روانشناسی تحلیلی یا شریک کامل در کار پیشگامانه همسرش در نظر گرفته نمیشد.
از زمان نامزدیشان، کارل یونگ، اِما راوسشنباخ را تشویق کرد تا خود را بهطور کامل آموزش دهد و از همه استعدادهایش بهره ببرد. او از نظر فکری برای تحصیلات دانشگاهی همسطح بود، اما پدرش بر اساس رسوم قدیمی اجازه درخواست تحصیل به او نداد. سپس ازدواجش با کارل و به دنبال آن تولد پنج فرزندشان و مدیریت یک خانوار بزرگ فرا رسید. اِما یونگ در اوایل ازدواجش هر آنچه در توان داشت انجام داد تا خلأهای آموزشیاش را پر کند و حتی معلمی برای یادگیری زبان یونانی استخدام کرد. او ساعات فراغتش را به نوشتن و نقاشی اختصاص داد. آثارش را بازبینی و صیقل داد، اما کمبود وقت چالشبرانگیز بود و به سختی میتوانست کارش را آنطور که میخواست به پایان برساند. او با شخصیتی درونگرا و ذاتاً متواضع، ترجیح داد بیشتر کارهای خلاقانهاش را خصوصی نگه دارد.
با ازدواجش، آموزش روانشناختی اِما یونگ نیز آغاز شد. او در مطالعات تجربی اولیه کارل به او کمک کرد و بهعنوان دستیار اصلی پژوهش در کتاب «دگرگونیها و نمادهای لیبیدو» فعالیت داشت؛ اثری که مسیر نظری یونگ را تثبیت کرد و بهطور مؤثر همکاری او با زیگموند فروید را پایان داد. زمانی که اِما و کارل هنوز در حلقه حرفهای فروید بودند، فروید در نامههایی اِما را بهعنوان همکار خطاب کرد و حتی پیشنهاد داد روزی نوشتههایش را منتشر کند.
تحلیل شخصی اِما یونگ بهطور طبیعی بر رویاهای او متمرکز بود. یکی از دفترچههایش نشان میدهد که او از سال ۲۰۱۱ شروع به ثبت رویاهای مهم خود کرد. در سال ۲۰۱۳، ضبط رویاهایش را موقتاً متوقف کرد تا سخنرانی افتتاحیهاش را برای انجمن روانشناسی تحلیلی آماده کند. این سخنرانی بلند که تحلیلی از یک افسانه بود، او را بهعنوان مشارکتکنندهای جدی در جنبش همسرش تثبیت کرد و در سال ۱۹۱۶ امکان پیوستن به باشگاه روانشناسی تازهتأسیس زوریخ را برایش فراهم آورد. او بهعنوان نخستین رئیس این باشگاه انتخاب شد.
اِما یونگ در گفتوگویی نزدیک با همسرش، در تکامل نظریه روانشناختی او مشارکت داشت. این همکاری واقعی و دوسویه بود. یکی از مشارکتهای او ظاهراً از مطالعه مستقلش درباره آنیموس سرچشمه گرفته بود. در سال ۱۹۲۱، کارل برای اولین بار درباره آنیما، کهنالگوی زنانه قدرتمندی که در زندگی ناخودآگاه مردان عمل میکند، بحث کرد؛ اما در اینجا تنها بهطور گذرا به کهنالگوی موازی که در زندگی ناخودآگاه زنان عمل میکند، اشاره نمود.
در مقابل، اِما چند سال پیشتر مطالعه درباره آنیموس را آغاز کرده بود. اولین اشاره او به «جنبه مردانهام» در متنی از رویاهایش در سال ۱۹۱۴ دیده میشود. چهرههای گوناگون آنیموس در دفترچههای رویاهایش در سالهای ۱۹۱۶-۱۹۱۷ توصیف و تحلیل شدهاند. در سال ۱۹۳۴، هنگامی که کارل از همسرش خواست فصلی درباره آنیموس برای کتاب «واقعیت روان» بنویسد، شاید این درخواست بهطور ضمنی به رسمیت شناختن کار مستقل اِما در این بخش از نظریه یونگی بود.
در جنبهای دیگر از کارهای اولیه اِما یونگ، نوشتههایش درباره خدا، خدایان، و گرگومیش خدایان او اندکی از همسرش متمایز بود. برخلاف کارل، او هرگز از واژه «خود» (das Selbst) برای تبیین نمادهای خدا در روان استفاده نکرد. چندین شعر و خیالپردازی اِما نشان میدهد که او تحت تأثیر موضوع گرگومیش خدایان نیچه قرار داشت. در شعری کوتاه و نغز از او، موشی که به اورشلیم سر میزند توصیف شده است:
«کار طولانی است و صعود دور،
صلیب پیش از زمانش فرو نمیافتد.»
تفسیر او موضوع را اعلام میکند: «اینکه خدایان کهن ممکن است فرو افتند و خدایان نو ظهور کنند... گرگومیش خدایان
از یک دیدگاه، رؤیاهای خدایان در حال سقوط ممکن است نشانهای از فاجعهای عمومی باشد؛ اما برای اِما، بهعنوان یک فرد، این رؤیاها نشانهی رهاییای بودند که به شدت به آن نیاز داشت. خدایان شامل تصویر شخصی او از خدا، آرانو، نیز میشدند. این چهره برای نخستین بار در اواسط سال ۱۹۱۶ بهصورت ستارهای شعلهور به او نمایان شد که در دستش پرندهای آبی داشت؛ پرندهای که اِما آن را بهسرعت بهعنوان روح خود شناخت. او ناچار شد آرانو را تا اعماق دوزخ دنبال کند. کمتر از سه سال بعد، در ژانویه ۱۹۱۹، او شاهد مرگ باشکوه آرانو بود:
شعر او پاسخ را میگوید: در میان شعلهها، نیزهای قلب آرانو را میشکافد و پرنده آبی به سوی او پرواز میکند و به خانه بازمیگردد. او از روح بازگشتهاش استقبال میکند:
«تو همانی هستی، میدانم، اسیر دیرینه؛
غروب خدا تو را آزاد کرده است.»
این شعر بخشی از خیالپردازی بلندی است که شامل چندین صحنه رهایی میشود. در یکی، صدایی به شاعر میگوید که باید از قدرت خود برای شکستن پوسته سنگیاش استفاده کند: «آنگاه از الوهیت آزاد میشوی.» در صحنهای دیگر، او «چشم خدا، آن شوخ بزرگ» را میبیند. پس از رؤیاهای بسیار، خود را در حال خواندن سرود شور باخ، «ای سر مقدس، زخمیشده» مییابد. اما این واژهها دیگر معنایی که اِما در کودکی آموخته بود ندارند؛ زیرا مینویسد: «این آهنگها به سر مسیح تعلق ندارند.» سرانجام، او سری را میبیند که امواج اقیانوس آن را حمل میکنند و تشخیص میدهد: «سری انسانی، شاید الهی، اما نه سر مسیح.»
کل کار خلاقانه اِما به فرآیند فردیتیابی میرسد، که برای او در آن، روح مقدستر از تصاویر خدایی روان است. شگفتانگیز است که بیندیشیم، اندکی پس از شعر دسامبر ۱۹۱۶ که تهاجم خدایان را به تصویر میکشید، او از این مبارزه سالم بیرون آمد. همچنین شگفتانگیز است که بدانیم در ژانویه ۱۹۱۹، اِما یونگ هنوز تنها سیوشش سال داشت. نوشتههایش همچنین به ما میگویند که او در این کار تنها نبود. صدایی درونی همراهش بود و او را تشویق میکرد تا از قدرت خود برای رهایی از «الوهیت» و تعظیم پارسایانهاش به خدایان در حال مرگ استفاده کند.